تبلیغات
صدای خسته من

صدای خسته من

:[یه تیکه از درد دلم , ]

خدایا مرا دراین ماه بخاطرهمه كوتاهی هایم ببخش...

نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور 1387 و 10:09 ق.ظ توسط ........................

ویرایش شده در - و -



تقدیر :[یه تیکه از درد دلم , ]

نام تو را آورده ام

دارم عبادت میکنم

/

 گرد نگاهت گشته ام

دارم زیارت میکنم

/

دستت به دست دیگری

 از این گذشته کار من

/

اما نمی دانم چرا؟

 دارم حسادت می کنم

/

 گفتی دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم

 شاید تو با خود گفته ای دارم اطاعت میکنم

/

رفتم کنار پنجره دیدم تو را با دیگری

 چیزی نگفتم این چنین دارم رعایت می کنم

/

 من عاشق چشم توام تو مبتلای دیگری

 دارم به تقدیر خودم چندیست عادت میکنم

/

 تو التماس میکنی جوری فراموشت کنم

با التماس اما تو را به خانه دعوت میکنم

/

گفتی محبت کن برو باشد خداحافظ ولی...

رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم....

.....

نوشته شده در سه شنبه 11 تیر 1387 و 05:07 ق.ظ توسط ........................

ویرایش شده در - و -



:[یه تیکه از درد دلم , ]

ستاره ها نهفته اند در آسمان ابری


دلم گرفته ای دوست


هوای گریه با من

نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر 1387 و 07:06 ق.ظ توسط ........................

ویرایش شده در - و -



:[یه تیکه از درد دلم , ]

سلامم رانمیشنوی؟

نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند 1386 و 12:03 ب.ظ توسط ........................

ویرایش شده در - و -



تولد :[یه تیکه از درد دلم , ]

 

برای روز تولد تو

رها كن كه درچنگ طوفان بمیرم

 به این حال و روز پریشان بمیرم

 نه میخواستی با توآزاد باشم

نه دل داشتی كنج زندان بمیرم

 گل چیده ام ...قسمتم بود بی تو...

 كه در بستر خشك گلدان بمیرم

اگرایستاده ام نه ازترس مرگ است

دلم خواست مثل درختان بمیرم

 نه ...بگذار دست تو باشد تمامش

بسوزان بسوزم بمیران بمیرم

شب سوز پاییزی گذشت دلم دوباره هوای گریه دارد

 ولم کرده ای زیر باران بمیرم!

تو وقتی نباشی چه بهتر که یک روز

بیفتم کنار خیابان بمیرم

نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند 1386 و 01:03 ق.ظ توسط ........................

ویرایش شده در چهارشنبه 29 اسفند 1386 و 03:03 ق.ظ



:[یه تیکه از درد دلم , ]

برای ناز چشم تو

برای ناز چشم تو هزار هزار غزل شدم

مثل اینکه نمیرسم ... دوباره از ازل شدم

نبودمو نبوده ای

خدا ی من فکر میکنم پکر شدم

این همه شعر و فلسفه

این همه آیه های ناز

این همه با تو بودن و این همه غصه دراز

قصه من قصه ی توست

تو کز دلم رمیده ای

تو کز قبیل چشم من به دیگری رسیده ای

بگو به من تو بی وفا مگر زمن چه دیده ای

چقد بیاد تو دلم

شکست و بی صدا گریست

چفد برای تو عزیز دلم زبی کسی گریست
عزیز ناز خوب من

زمن نصیحتی به تو

تو یی که هستی منی

تویی که آیه از خدا برای این خسته تنی

دلت به هر که داده ای

بده ولی نگیر زمن خاطره قشنگتو

زمن به تو اشاره ای

تو خوب و محجوب منی

به هر دل سپر ده ای

بده ولی بدون که تو همیشه محبوب منی


نوشته شده در شنبه 27 بهمن 1386 و 07:02 ق.ظ توسط ........................

ویرایش شده در - و -



:[یه تیکه از درد دلم , ]

چه فصل خسته کننده ای

کی تموم میشی

مردیم از سرما

نوشته شده در پنجشنبه 18 بهمن 1386 و 04:02 ق.ظ توسط ........................

ویرایش شده در - و -



بچگونه :[یه تیکه از درد دلم , ]

شرمنده همه

چقد کم میتونم بنویسم

فقط با توام

حالا هوا سرد

بزار بهار بشه

اگه بخوای عاشق بشی

تو برفها

میمونی

عجله ای نوشتم

فقط بزار بهار بشه

نوشته شده در پنجشنبه 18 بهمن 1386 و 04:02 ق.ظ توسط ........................

ویرایش شده در - و -